حسین گلزار کرمانشاهی پهلوان اسطوره ای دیار بیستون

 

حسین گلزار کرمانشاهی پهلوان اسطوره ای دیار بیستون

 

در خبرها آمده بود که قرار است به زودی زورخانه سنگتراش ها ثبت ملی شود، اتفاق خوبی که می تواند به حفظ بهتر این مکان ارزشمند تاریخی کمک کند. این زورخانه در گذر سنگتراش ها (نعلبندخانه) در انتهای بازار کلیمی های شهر کرمانشاه، واقع شده است. زورخانه سنگ تراش ها متعلق به دوران صفویه بوده و از قدیمی ترین زورخانه های کرمانشاه و حتی ایران به شمار آمده و کوله باری از خاطره ها را با خود دارد. زورخانه سنگ تراش ها روزگاری شاهد میل گرفتن و چرخ زدن پهلوانانی همانند: حسین گلزار کرمانشاهی، آسید قاسم چاسنی ساز، علی اصغر گرد، علی آسمیع، احمد مهرکن و حسن گردانی بوده است. همچنین شخصیت های بزرگ کرمانشاهی همچون: یارمحمدخان کرمانشاهی سردار بزرگ مشروطیت و آسید عبدالکریم غیرت کرمانشاهی شاعر و عارف نامی، در آن به پرورش روح و جسم خویش پرداخته اند.

در این میان زورخانه سنگتراش ها بیش از هر چیز یادآور نام حسین گلزار، پهلوان افسانه ای و خوش نام کرمانشاهی است. پهلوانی تمام عیار، با هیکلی بسیار ورزیده و خوش تراش که از سرآمدان روزگار خود بود و بسیاری از پهلوانان نامی دوران قاجار را مغلوب خویش ساخت.

در این میان خاطره کشتی جانانه­ی او با پهلوان 180 کیلویی پایتخت (پهلوان یزدی) در میدان ارک تهران و در حضور ناصرالدین شاه قاجار هرگز از یادها نمی رود. حسین گلزار این یل کرمانشاهی در میانه کشتی و پس از کش و قوس های فراوان، با فن زیبای لنگ کردی حسین یزدی پهلوان غول پیکر پایتخت را از جا کنده و با سینه نقش زمین کرده و بر پشت او قرار می گیرد. جمعیت حاضر در میدان ارک از قدرت نمایی این پهلوان کرد به وجد آمده و او را تشویق می کنند. پهلوان یزدی برای فرار از شکست با تقلای بسیار خود را کشان کشان به قسمت شرقی میدان  کشتی می رساند و با دست پایه تخت اتابک اعظم را می گیرد و تلاش می کند از خاک برخیزد. اما حسین گلزار اینبار پهلوان یزدی و تخت اتابک را با هم به حرکت در می آورد. اتابک اعظم به پهلوان یزدی که در میان دستان پرتوان حسین گلزار اسیر گشته بود نهیب می زند: برخیز پهلوان برخیز!

اما پهلوان پایتخت دیگر توانی برای رهانیدن خود از دستان پرتوان پهلوان کرمانشاهی در خویش سراغ نداشت و برای رهایی به پایه تخت بزرگی که اتابک اعظم و همراهان وی بر آن نشسته بودند متوسل گشته بود.

ناصرالدین شاه که نظاره گر گرفتار شدن پهلوان مورد علاقه اش و از جا کنده شدن تخت اتابک اعظم و همرانش بود، از جایگاه مخصوص به بیرون آمده و سرآسمیه فریاد می زند: کرمانشاهی رهایش کن!

اما از آنجایی که پهلوان حسین گلزار کرد بود و فارسی نمی دانست، بی اعتنا به فرمان شاه، با یک تکان شدید پهلوان یزدی را به سمت میدان کشتی کشیده و همزمان تخت اتابک اعظم و همراهانش سرنگون شد و آنها به درون حوض میدان ارک افتادند.

فراشان شاه با دیدن این صحنه به پهلوان کرمانشاهی حمله ور شده و با گرزهای سر نقره ای خود به کتف و شانه های وی می کوبند.

در این حین فراش باشی مخصوص شاه که کرمانشاهی بوده به یاری همشهری اش می شتابد و خود را سپر بلای وی می کند. فراش باشی برای نجات حسین گلزار از چنگال فراشان بانگ بر می آورد: نزنید شاه خعلت فرمودند.

و به این ترتیب با یاری فراش باشی پهلوان حسین گلزار از مهلکه جان سالم به در می برد. پهلوان را به خانه مر د نیکنهادی می برند و به معالجه زخم های او می پردازند.

پس از گذشت چند روز از این ماجرا، شاه قاجار در روز 13 فروردین احوال پهلوان حسین گلزار را می گیرد و او را به حضور می طلبد. ناصرالدین شاه برای دلجویی از حسین گلزار، یک اسکناس 100 تومانی (در روایتی مقداری سکه طلا) به عنوان خلعت به وی اعطا می کند. اما در کمال تعجب پهلوان حسین گلزار این خلعت شاهانه را رد کرده و خطاب به شاه می گوید: اینها را بدهید به فراشهایتان تا بهتر غریب نوازی کنند.

شاه از این جواب به خروش آمده و  قصد صدور فرمان قتل حسین گلزار را می کند که پهلوان یزدی با جوانمردی جلوی این کار را می گیرد.

آوازه کشتی جانانه پهلوان حسین گلزار و حواشی آن و رد خلعت شاهانه توسط وی به سرعت در سراسر ایران پخش می شود و نام حسین گلزار کرمانشاهی بر سر زبانها می افتد.

در کرمانشاه همه انتظار ورود پهلوان سرفراز شهرشان را می کشند و با ورود او جشن و سروری بزرگ در کرمانشاه بر پا می شود.

حکایت های شورانگیزی از این دست درباره پهلوان حسین گلزار در کتاب های تاریخی بسیارند و او نامی معتبر در تاریخ پهلوانی ایران زمین دارد. با وجود همه این توصیف ها، هر چند نام پهلوان حسین گلزار در زورخانه های کرمانشاه هنوز ورد زبان مرشدهاست، ولی نسل امروز کرمانشاه آشنایی چندانی با پهلوان اسطوره ای دیار خویش نداشته و دانسته هایش در حد چند خط بیشتر نیست. متاسفانه سعی چندانی نیز در معرفی پهلوان حسین گلزار به عنوان یک الگوی پهلوانی در سطح جامعه نشده و مسئولین به برگزاری یک مراسم  یادبود اکتفا کرده اند. البته حسین گلزار خود قهرمان و پهلوان بود و نامی جاودانه در تاریخ ایران زمین داشته و دارد و محتاج مدح و ثنای کسی نیست، در واقع این جامعه بحران زده امروز است که محتاج  اوست. کاش در کنار تلاش پسندیده ای که برای ثبت ملی زورخانه سنگتراش ها در جریان است، همتی نیز برای معرفی پهلوان حسین گلزار به نسل امروز صورت می گرفت، زیرا زورخانه سنگتراش ها و نام پهلوان حسین گلزار پیوندی ناگسستی باهم دارند.

 

/ 1 نظر / 66 بازدید
طراحی سایت

سلام. اگه خواستید وبلاگتون رو به وب سایت تبدیل کنید، با ما تماس بگیرین. http://www.golha.net